درود به شما سروران و هم میهنان بزرگوار خرسندم که به نوبه خودم صدای آزادی خواهی هم میهنانم هستم و در راه آزادی ایران از هر نوع کوششی دریغ نخواهم کرد پاینده ایران _ پاینده آزادی
۱۳۹۳ آذر ۲۷, پنجشنبه
۱۳۹۳ آذر ۲۵, سهشنبه
انتقال مهدیه گلرو به سلول دو نفره در بند ۲ الف
تاریخ: دوشنبه ,۲۴ آذر ۱۳۹۳
مهدیه گلرو، فعال سیاسی و اجتماعی که بیش از ۵۰ روز است به خاطر اعتراض به اسیدپاشیهای اصفهان در بازداشت به سر میبرد به سلول دو نفره منتقل شده است.
این سلول دو نفره نیز در بند ۲ الف و به کوچکی سلول قبلی است.
مهدیه گلرو، تنها به دلیل شرکت در تجمع مسالمتآمیز مقابل مجلس در اعتراض به اسیدپاشیها بازداشت شد و حدود ۴۵ روز را در انفرادی گذراند و اکنون بیش از ۵۰ روز است که در بازداشت به سر میبرد.
پیشتر بیش از سیصد تن از کنشگران جامعه مدنی طی نامهای به رئیس جمهور، خواستار آزادی مهدیه گلرو شده و تاکید کرده بودند: او یکی از صدها زنی است که در چارچوب قانون و به شکلی کاملا مدنی، دل نگرانی خود را نسبت به اسیدپاشیهای اخیر در اصفهان به گوش مسئولان رساند. وی از جمله فعالان مدنی مسالمت جو و شناخته شدهای است که همراه با دیگر کنشگران جامعه مدنی و جنبش زنان، در ۳۰ مهرماه ۱۳۹۳ به مقابل مجلس شورای اسلامی رفت تا توجه نمایندگان مجلس را به فاجعه اسیدپاشی که خشونت عریان علیه زنان است جلب کند. اما متاسفانه پس از گذشت سه روز از طرح این درخواست مدنی، «مهدیه گلرو» را در ۴ آبان ماه بازداشت کردند و وی تاکنون در سلول انفرادی زندان اوین به سر میبرد. این درحالی است که تلاش مدنی «مهدیه گلرو» فقط طنین مسالمت آمیز صدای دختران جوان این مملکت است که از وقایع اسیدپاشی آزرده و خشمگین شدند.
مهدیه گلرو پیش از این در آذرماه سال ۸۸ بازداشت شد و از سوی دادگاه به تحمل ۲ سال و ۴ ماه حبس تعزیری محکوم شد که این حکم در دادگاه تجدیدنظر به دو سال حبس کاهش یافت. اما مجددا در طی دوران زندان به شش حبس دیگر به اتهام «تبلیغ علیه نظام» محکوم شد.
وی اردیبهشت ماه سال ۹۱ پس از سپری کردن ۳۰ ماه حبس در زندان اوین، آزاد شده بود.

۱۳۹۳ آذر ۷, جمعه
۱۳۹۳ آذر ۳, دوشنبه
زندگی کارگران ایران در معرض خطر و مرگ تدریجی قشر کارگری > حاصل جاه طلبی حکومت فاشیستی
نرخ تورم و افزايش قيمت کالاها و خدمات مصرفی خانوار در يکی دو سال اخير به طرز چشمگيری افزايش داشته و اين مسئله به صورت مرتب باعث بروز مشکلات مالی برای خانوارها به ويژه اقشار ضعيف و دهک های پايين جامعه مانند کارگران شده است.
حداقل دستمزد ماهانه کارگران در سال جاری ۴۸۷ هزار تومان است که در اسفند سال گذشته از سوی شورای عالی کار تعيين شد.
کميته مزد شوراهای اسلامی کار استان تهران روز سه شنبه با انتشار گزارشی اعلام کرد که هزينه ماهانه يک خانوار چهار نفره کارگری بيش از يک ميليون و ۷۰۰ هزار تومان است.
اين کميته گزارش خود را بر اساس بند دوم ماده ۴۱ قانون کار تهيه کرده است که می گويد: حداقل دستمزد ماهانه کارگران بايد بر اساس نرخ تورم و هزينه يک خانوار تعيين شود.
افزایش دستمزد کارگران ایرانی در سال جاری منتفی شد
به گزارش خبرگزاریها، دوم آذر ماه، از منتفی شدن افزایش دستمزد کارگران در سال جاری خبر داد. پیش از این گزارشهایی در مورد افزایش مبلغ سنوات روزانه کارگران از ۵۰۰ تومان تا یک هزار تومان انتشار یافته بود. قرار بود در صورت موافقت کارفرمایان با پیشنهاد وزارت تعاون، کار و رفاه اجتماعی، حقوق کارگران در پایینترین رده شغلی ۱۵ هزار تومان در ماه افزایش یابد.
دبیر کانون شوراهای اسلامی کار استان تهران، با بیان اینکه هزینههای ماهیانه مربوط به گوشت قرمز، روغن نباتی، شیر، میوه و تخم مرغ برای یک خانوار چهار نفره، ۴۵۷ هزار تومان میشود، گفته بود: «این اقلام، بیشترین سهم را در بخش خوراک خانواده به خود اختصاص میدهند.»
این رقم در شرایطی اعلام شدهاست که مرکز آمار ایران در یک گزارش رسمی در آبان ماه از افزایش هزینههای خانوارهای شهری در ایران به بیش از یک میلیون و ۸۰۰ هزار تومان خبر داده بود. بنا به تصمیم شورای عالی کار، حداقل دستمزد ماهانه کارگران در سال جاری حدود ۶۰۹ هزار تومان است.
در این ارتباط، حتی اگر رقم رسمی یک میلیون و ۸۰۰ هزارتومان ملاک قرار گیرد، حداقل دستمزد ماهانه کارگران حدود یک میلیون و ۱۰۰ هزار تومان با آن فاصله دارد.
هادی ابوی، عضو هیئت مدیره کانون عالی انجمنهای صنفی کارگران ایران، روز ۲۳ آبان به مهر گفت که اجاره یک واحد مسکونی متوسط و معمولی بین ۵۰۰ تا ۶۰۰ هزار تومان در هر ماه هزینه در بردارد و علاوه بر آن، آنها باید ۳۰ درصد کل درآمد خود را نیز برای خوراک اختصاص دهند.
اين وضعيت اعتراض های تشکل های گوناگون کارگری در ايران را به دنبال داشته است و آنان نسبت به پيامدهای دستمزدهای پايين تر از هزينه خانوار و خط فقر،مانند افزايش شمار کودکان کار و ناهنجاری های اجتماعی هشدار داده اند.
۱۳۹۳ آبان ۲۳, جمعه
۱۳۹۳ آبان ۲۰, سهشنبه
گزارش نرگس محمدی از بازجویی شش ساعته در دادسرای اوین
نرگس محمدی روز گذشته پس از ۶ و نیم ساعت بازجویی و پاسخ به بیش از ۵۰ سوال به خانه بازگشته است. او میگوید که علاوه بر بازپرس شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین، در ساختمان مجاور این دادسرا از سوی یک نهاد امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته.
به گزارش هرانا به نقل از کلمه، نرگس محمدی میگوید که سیر بازجوییهایش در روز گذشته نشان میدهد که تمرکز نهادهای امنیتی بر از بین بردن جامعه مدنی و جلوگیری از هرگونه فعالیت از سوی فعالان مدنی است.
این فعال مدنی دیروز در حالی در دادسرای اوین حضور یافت که گوهر عشقی (مادر ستار بهشتی) و برخی از فعالان سیاسی و مدنی او را همراهی میکردند. احضار نرگس محمدی به دادسرای اوین پس از حضور او در تجمع اعتراضی مقابل مجلس شورای اسلامی در اعتراض به اسیدپاشی بر زنان اصفهانی و همچنین سخنرانی او در دومین سالگرد جان باختن ستار بهشتی بر مزار این وبلاگ نویس جوان، موجی از واکنشها و گمانه زنیها را ایجاد کرده بود. هرچند او خود میگوید که احضاریهاش قبل از سالگرد ستار بهشتی و سخنرانی بر مزار او فرستاده شده بود و در باره این مراسم به طور مشخص از او بازجویی نشده است: یک پروندهای را بعد از دیدار من با خانم اشتون باز کردهاند ولی واقعیت این است که این پرونده هر روز دارد قطورتر میشود و هر فعالیتی که من انجام میدهم توی همان پرونده و ذیل همان اتهامات قرار میگیرد و برای همان پرونده برای من احضاریه میآید.
نرگس محمدی پس از دیدار با کاترین اشتون، مسئول سیاست خارجی اتحادیه اروپا احضار و به اقدام علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام متهم شده بود او در مصاحبه با «روز» توضیح میدهد: من ۱۷ اسفند ماه ۹۲ دیداری با خانم اشتون داشتم که پروندهای به خاطر همین دیدار برای من تشکیل دادند و سیر امنیتی این پرونده از ۲۴ اسفند توسط نهادهای مدنی شروع شد. این پرونده اردیبهشت امسال وارد سیر قضایی شد و تا امروز برای این پرونده ۵ بار احضاریه گرفتهام و دیروز پنجمین باری بود که رفتم. احضاریه اول درواقع احضاریهای بود که مرا علیرغم ممنوع الخروج بودن به موجب این پرونده هم ممنوع الخروج میکردند. بعد اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی و تبلیغ علیه نظام دو ردیف اتهامی من بود که گفتند و دلایلاش ملاقات با خانم اشتون و فعالیتهای مدنی من بود.
او میافزاید: این پرونده به نحوی در دادسرا مطرح است که هرنوع فعالیت من در هر زمانی و در هر چارچوبی، روی این پرونده اضافه میشود. بنابراین علیرغم اینکه من مرداد ماه آخرین دفاع را کرده بودم و این پرونده برای رسیدگی به شعبه ۱۵ دادگاه انقلاب ارجاع شده بود اما قاضی صلواتی پرونده را برگردانده بود مبنی بر اینکه تحقیقات ناقص است و متهم باید در اختیار نهادهای امنیتی قرار بگیرد برای اینکه تحقیقات کامل شود. یعنی در واقع دیروز دنبال نوعی بازداشت موقت و بردن توی بندهای امنیتی بودند که به این شکل اجرا شد که توی یکی از اتاقهایی که مربوط به نهادهای امنیتی بود تقریبا ۶ ساعت و نیم بازجویی داشتم. ۵۰ سوال از من شد که کاملا و مشخصا در حیطه فعالیتهای مدنی است که من انجام میدهم و خیلی جالب است برای من که مشخصا مربوط به نهادهای مدنی است که من با آنها کار میکنم. مشخصا مربوط به لگام است مربوط به کانون شهروندی زنان است و مربوط به کانون مدافعان حقوق بشر.
نرگس محمدی علاوه بر بازجویی از سوی بازپرس شعبه دوم دادسرای اوین، در ساختمان مجاور این دادسرا از سوی یک نهاد امنیتی مورد بازجویی قرار گرفته است. او میگوید: برای من احضاریه از طرف دادسرا، شعبه ۲ بازپرسی آمد اما دیروز در واقع دو جا به من رسیدگی شد. یکی بازپرس همین شعبه که پرسشهایی مطرح کرد و پاسخ دادم و بعد از ان مرا تحویل یک نهاد امنیتی دادند در ساختمان مجاور دادسرا که بدون حضور بازپرس و توسط ماموران امنیتی بازجویی شدم. اگر بخواهم بازجوییهایم را به دو بخش تقسیم بکنم یکی درباره فعالیتهای من در حوزه مدنی بود. یعنی آنچه که از طرف دولت از مردم خواسته شده که در نهادهای مدنی فعالیت کنند و جامعه مدنی را احیا کنند این الان اتهامی است که دقیقا متوجه من به عنوان فعال مدنی شده. بخش دوم در رابطه با فعالیتهای حقوق بشری من بود. مثلا قضیهای که برای چند نفر از سنیهای کرد اتفاق افتاده بود و آنها در آستانه اعدام بودند. خانوادههایشان آمدند از شهرستان در مقابل قزل حصار و تحصن کردند ما چند نفر از اعضای لگام رفتیم سر زدیم به آنها و دلجویی کردیم. این همیشه در بازجوییهای من عنوان میشود. همین طور تجمع ما در مقابل بهارستان یا همراهی ما با دراویش گنابادی همچنین فعالیتهای ما در کانون مدافعان حقوق بشر.
او با انتقاد از رویه دولت روحانی در برخورد با فعالان مدنی میگوید: من در بازجویی هم گفتم خیلی متاسف هستم بابت این موضوع که در همه جوامع سعی میکنند شهروندانشان فعالیتهای مدنی داشته باشند، توی نهادهای مدنی فعالیت کنند و این باعث میشود از هر گونه رفتار هرج و مرج گرایانه یا شورشی یا افراطی در جامعه ممانعت شود. متاسفانه در ایران قضیه برعکس شده و این ویژگی در نهادهای امنیتی دوره احمدینژاد به چشم میخورد و متاسفانه در دوره آقای روحانی هم به همان عمل میکنند. نهادهای مدنی را به رسمیت نمیشناسند ومانع فعالیتهای مدنی در نهادهای مدنی میشوند. این یک انتقاد جدی است به دولت آقای روحانی چون نهادهای امنیتی وابسته به دولت هم این گونه با فعالان مدنی برخورد میکنند.
نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر میافزاید: مثلا در رابطه با حضور ما در مقابل بهارستان من بازجویی شدم تحت عنوان اتهام اقدام علیه امنیت ملی در حالی که تجمع ما در مقابل مجلس در سیام مهر ماه در اعتراض به اسیدپاشی بود و به نظر من این نوعی درواقع عدم توجه به مطالبات افکار عمومی است یعنی درست زمانی که این مدت از اسیدپاشیها میگذرد میبینید که هیچ برخوردجدی صورت نگرفته یعنی هنوز عاملان، آمران و مسببان این قضیه بازداشت نشدهاند و به افکار عمومی هم هیچ پاسخ قانع کنندهای داده نشده. افکار عمومی کاملا نسبت به این قضیه الان بیاطلاع است و این خیلی جالب است که ما که اعتراض به اسیدپاشی کردیم در بهارستان و یک شعار مشخص داشتیم که اسیدپاشی جنایت، دولت مجلس حمایت. دو روز بعد مهدیه گلرو که در این تجمع حضور داشت را بازداشت کردند و مرا دیروز بازجویی کردند. این به نظر میرسد که واقعا نسبت به مطالبات مردم حتی در این دولت توجه کافی نمیشود به جای اینکه با عاملان اسیدپاشی برخورد کنند با کسانی که معترض این خشونت هستند برخورد میکنند. یا نسبت به جامعه مدنی که یکی از شعارهای آقای روحانی بوده، الان فعالان مدنی به خاطر فعالیتهای مدنی دارند بازجویی میشوند و محاکمه میشوند و برای آنها پروندههای قضایی تشکیل میشود.
نرگس محمدی، تحقق جامعه مدنی را از مطالبات اصلی مردم میخواند و با اشاره به رفتارهای امنیتی با فعالان جامعه مدنی میگوید: من از اردیبهشت امسال تا الان که نیمه آبان ماه است ۸ احضاریه گرفتهام. یک پرونده درباره کانون مدافعان که از دادگاه انقلاب سه احضاریه داشتم و بقیه درباره فعالیتهای مدنیام از طرف شعبه دوم بازپرسی دادسرای اوین. این خیلی زیاد است اما ما عادت کردهایم طی سالها که برای هر چیزی احضار شویم، بازجویی شویم، بازداشت شویم و.. اما با روی کار آمدن آقای روحانی انتظارها این بود که این روند تمام شود و حداقل اینکه کاسته شود اما متاسفانه اینطور نشده. یعنی از اردیبهشت تا الان این تعداد احضاریهها و این حجم بازجویی و دادسرا و دادگاه رفتن برای یک فعال مدنی خیلی سنگین است و این نشان میدهد که هنوز حساسیت نسبت به فعالیت مدنی در جامعه ایران از سوی نهادهای امنیتی کم نشده و این البته خیلی جای تاسف دارد و میتواند یکی از عواملی باشد که دستاورد ملت ایران را نگذارد به بار بنشیند. تحقق جامعه مدنی یکی از مطالبات اصلی جامعه ایران است و ما از عرصه تئوری و گفتگو در جامعه مدنی عبور کردهایم و وارد فازی شدهایم که مردم به طور عملی میخواهند کار کنند اما نهادهای امنیتی نمیگذارند این مسیر طی شود و این یکی از آسیبهای جدی دولت آقای روحانی است. این دقیقا نقطهای است که در داخل کشور در نزد افکار عمومی میتواند به موفقیت و عدم موفقیت دولت اقای روحانی بینجامد.
او سپس با اشاره به بخشی از بازجوییهای روز گذشتهاش در ارتباط با کانون مدافعان حقوق بشر میگوید: من گفتم به بازجو که از دی ماه ۸۷ که به طور غیرقانونی و توسط نهادهای امنیتی، کانون مدافعان حقوق بشر پلمپ شد از آن زمان تا الان که آبان ماه ۹۳ است ۶ سال است بابت کانون مدافعان حقوق بشر دارم بازجویی پس میدهم. یکی از اعتراضات دیروز من این بود که به یکسری سوالات پاسخ ندادم و از حق سکوت خودم استفاده کردم دلیلاش این بود که بابت این سوالت یکبار که نه، در این ۶ سال دهها بار پاسخ دادهام. اگر من عضو یک گروه تروریسیتی مثل داعش بودم قطعا یک نهاد امنیتی نه فقط ایران بلکه در هر کشوری بود در این ۶ سال میتوانست این عنصر تروریسیتی را هویتاش را کشف و مجازات کند. من عضو کانون مدافعان حقوق بشر هستم و ۶ سال است بابت نایب رئیسی یا سخنگویی یا عضویت در این کانون بازجویی میشوم و حکم میگیرم و.. در واقع بخش مهمی از بازجوییهای امروز من مربوط به کانون مدافعان حقوق بشر بود.
او میافزاید: به ماموران امنیتی اعتراض کردم که نزدیک ۵۰ سوال از من کردید و همه مربوط به نهادهای مدنی است. درباره لگام تعداد سوال زیادی کردند لگام یک نهاد مدنی است و چند نفر از چهرههای شناخته شده برای لغو اعدام یک نهادی تشکیل دادند و یکسری کارهایی در وسع خودشان انجام میدهند. شما مقوله اجتماعی و حقوق بشری را تبدیل میکنید به بحث امنیتی در حالیکه کاهش اعدام به نفع کشور جمهوری اسلامی ایران است. یا کانون شهروندی که تعدادی از زنان برای رفع تبعیض و خشونت علیه زنان فعالیت میکنند خب همین اسیدپاشی خشونت علیه زنان است که به هر دلیلی صورت میگیرد و امیدواریم به سرنوشت قتلهای زنجیرهای دچار نشود اما به هر دلیلی دارد صورت میگیرد و این نشانگر خشونت علیه زنان است. گفتم به بازجو که شما مساله زن را منطبق بر مسائل امنیتی کردید. اعدام به عنوان مساله حقوق بشری را امنیتی میکنید بعد مساله حقوق بشر را مسالهای کاملا امنیتی میکنید یعنی تمام حوزههای مدنی را امنیتی میکنید و هیچ حوزهای را برای فعالیت فعالان مدنی مجاز نمیشمرید. فکر میکنید برآیند این بعد از چند سال به چه فاجعهای میتواند منجر شود؟
نرگس محمدی میگوید: سیر بازجوییهای من دیروز نشان میداد که در واقع تمرکز نهادهای امنیتی روی از بین بردن جامعه مدنی است یا محدود کردن فعالیتهای فعالان جامعه مدنی.
مصاحبه با رسانههای خارج از کشور از دیگر محورهای بازجویی روز گذشته از این فعال مدنی بوده است: یکی از محورهای بازجوییها مصاحبههای ما با سایتها و رسانههای فارسی زبان خارج از کشور است. و به نظر من این در تقابل با ازادی بیان است. اگر قرار بود بنا بر ضوابطی که نهادهای امنیتی در داخل عمل میکنند این نوع بازجوییها یک نوع ایجاد مانع در راه ازادی بیان است که در داخل نمیتوانید و با سایتهای خارج هم مصاحبه نکنید.
نرگس محمدی سپس میگوید که بازجو از او خواسته است امروز نیز برای بازجویی حضور یابد اما: گفتند این بازجوییها ادامه پیدا میکند و از من خواستند امروز دوباره به دادسرا بروم که این بازجوییها توسط این نهاد امنیتی ادامه پیدا کند. گفتم من اینکار را نمیکنم مگر اینکه احضاریه قانونی بیاید در غیر این صورت اینکه این بازجوییها به صورت روال دربیاید که من هر روز یک ساعتی را بروم برای بازجویی من نمیپذیرم. مگر اینکه احضاریه بیاید و من براساس قانون بروم.
نرگس محمدی سپس میگوید که بازجو از او خواسته است امروز نیز برای بازجویی حضور یابد اما: گفتند این بازجوییها ادامه پیدا میکند و از من خواستند امروز دوباره به دادسرا بروم که این بازجوییها توسط این نهاد امنیتی ادامه پیدا کند. گفتم من اینکار را نمیکنم مگر اینکه احضاریه قانونی بیاید در غیر این صورت اینکه این بازجوییها به صورت روال دربیاید که من هر روز یک ساعتی را بروم برای بازجویی من نمیپذیرم. مگر اینکه احضاریه بیاید و من براساس قانون بروم.
نرگس محمدی، نایب رئیس کانون مدافعان حقوق بشر و رئیس هیات اجرایی شورای صلح از سوی شعبه ۲۶ دادگاه انقلاب به ۱۱ سال حبس تعزیری محکوم شده بود؛ حکمی که در دادگاه تجدید نظر به ۶ سال حبس تعزیری تبدیل شد. «اجتماع و تبانی علیه امنیت کشور، فعالیت تبلیغی علیه نظام و عضویت در گروهها یا جمعیتهایی که با هدف بر هم زدن امنیت کشور فعالیت میکنند»، اتهامات این فعال حقوق بشر است. او پس از گذراندن ۵ ماه از محکومیت ۶ سالهاش به دلیل وخامت وضعیت جسمی با قرار وثیقه از زندان آزاد شد.
او میگوید من با وثیقه چهارصد میلیون تومانی برای مرخصی ده روزه آمدم، بعد گفتند از دادستانی برای برگشتن به زندان تماس میگیرند که تاکنون تماس نگرفتهاند.
۱۳۹۳ آبان ۱۴, چهارشنبه
مادر ستار > ستار ایرانی بود و ایران پرست
و ما ماندیم با جلادان قرن 21 ملایان و دست نشانده هایشان ..............
۱۳۹۳ آبان ۱۳, سهشنبه
در این آزمایش این آقا نشون میده که چاره مقابله سریع با اسید
در این آزمایش این آقا نشون میده که چاره مقابله سریع با اسید، آب به مقدار زیاده.
توجه کنید که آبِ کم بدتر میکنه موضوع رو.
با سپاس فراوان از این دوست گرامی .
۱۳۹۳ آبان ۱۲, دوشنبه
اظهار نظر رادان رئیس پلیس پیشین ایران در مورد اسید پاشی در اصفهان و همسویی رسانهها با ضدانقلاب
اشخاصی که در لباس امنیت عوام فریبی می کنند ...
احمدرضا رادان، رئیس مرکز مطالعات راهبردی پلیس ایران( رئیس پلیس سابق ایران):
با اشاره به اینکه هنوز هیچ فردی در رابطه با این پرونده بازداشت نشده است، گفت: "با مدیریت صحیح مسببین حادثه اسید پاشی اصفهان نیز دستگیر و به سزای اعمال خود خواهند رسید."
در روزهای اخیر برخی رسانههای محافظهکار نحوه خبر رسانی درباره اسیدپاشیها را زیر سوال بردند و بعضی رسانهها را به "همسویی با ضدانقلاب" متهم کردند.
مقامات ارشد قضایی هشدار داده اند که با آن دسته از رسانه ها که پدیده اسیدپاشی را به "امر به معروف و نهی از منکر" مربوط کرده اند برخورد خواهد شد.
گزارشهای مربوط به اسیدپاشی به زنان در اصفهان از اواسط مهرماه امسال منتشر شد و در نهایت، مقامات پلیس اصفهان روز ۲۴ مهرماه با تایید وقوع چهار مورد اسیدپاشی در آن شهر از "اقدامات امنیتی" برای شناسایی عاملان این حملهها خبر دادند.
گزارش شده است که مهاجمان موتورسوار به روی زنانی که در خیابان حضور داشتند، اسید پاشیدهاند
، گفته شد زنانی که پوشش آنها "نامناسب" خوانده شده است، هدف این حملات بودهاند.
در بیش از سه هفتهای که از تایید رسمی این حملهها میگذرد، مقامات رسمی ایران چند بار از شناسایی متهم اصلی خبر دادند، ولی هنوز کسی دستگیر نشده است.
۱۳۹۳ آبان ۱۰, شنبه
.سم هریس - اسلام دین صلح نیست .
اسلام پیام صلح نیست بلکه پیام اطاعت و فرمانبرداری از آموزههای مذهبی و سیاسی است. قرآن و حدیث حاوی پیامهایی است که کشتن کافران و بی ایمانان را تشویق میکند و پاداش اینگونه اعمال را بهشت به همراه حوریانش معرفی مینماید
سم هریس - اسلام دین صلح نیست
سم هریس نویسنده آمریکایی و از هواداران شکاکیت علمی است. درسال ۲۰۰۵ کتاب پایان ایمان او (منتشر شده در سال ۲۰۰۴) برنده جایزه پن / مارتا آلبراند PEN/Martha Albrand شد. کتاب نامهای به ملت مسیحی درسال ۲۰۰۶، پاسخ دفاعی وی به منتقدان اولین کتابش محسوب میشود.
سم هریس نویسنده آمریکایی و از هواداران شکاکیت علمی است. درسال ۲۰۰۵ کتاب پایان ایمان او (منتشر شده در سال ۲۰۰۴) برنده جایزه پن / مارتا آلبراند PEN/Martha Albrand شد. کتاب نامهای به ملت مسیحی درسال ۲۰۰۶، پاسخ دفاعی وی به منتقدان اولین کتابش محسوب میشود.
۱۳۹۳ آبان ۹, جمعه
شعله پاکروان: نوبت من است تا آنچه گفتی و شنیده نشد، آنچه گفتی و خود را به ندانستن و نفهمیدن زدند را دوباره بگویم
مرکز خبری کمیته بین المللی علیه اعدام: طبق آخرین گزراش رسیده، در روز هفتم اعدام شدن ریحانه جباری شعله پاکروان در صفحه فیس بوکی خود خطاب به ریحانه نوشت: «نوبت من است تا آنچه گفتی و شنیده نشد، آنچه گفتی و خود را به ندانستن و نفهمیدن زدند، آنچه گفتی و پایه ریاکاری و دروغ مدافعین مرتضی سربندی را لرزاندی، آنچه برتو رفت را دوباره بگویم.»
متن اصلی نوشته شعله پاکروان مادر ریحانه جباری:
«هفت روز قبل در چنین روزی بود که پشت در زندان رجایی شهر، ایستاده بودیم و میلرزیدیم. داخل زندان نیز، ریحانمان آخرین سکانس زندگی خود را میافرید. در مقابل دوربینی که پای چوبه دار از او اعتراف می طلبید. اعتراف به چیزی که بیش از هفت سال برایش رنج به ارمغان آورد. ریجانه گفت که به کتف راست مرتضی سربندی تنها یک ضربه، با چاقویی که در صحنه بوده وارد کرده و این عمل را برای دفاع از خود در مقابل خطر تجاوز جنسی از سوی سربندی انجام داده است.
تنها ۳ نفر از خانواده سربندی آنجا بودند. جلال و دو زن. یکی مسن که مادر سربندی بوده و دیگری میانسال، همسر او. اما در برگه ای قانونی و امضا شده، نام تک تک فرزندان سربندی نیز به عنوان حضار برده شده. زهی دروغ، زهی بیشرمی.
ریحانه ام با سری افراشته به بلندای عذابی که دختران این سرزمین در مقابل متجاوز تحمل کرده اند بالای دار رفت. شیر مادر حلالش باد. رنج پدر حلالش باد. آفتاب و مهتاب حلالش باد. اشکهایم حلالش باد. لرزش تنم حلالش باد. التماسهایم به فرزندان سربندی، حلالش باد. ترسهایم حلالش باد. شب نخوابی هایم حلالش باد …جلالش باد.
آه ریحانم! چه دیدی و چه شنیدی؟ هر چه بود، همچنان وقار و متانت خود را حفظ کردی. تو با شکوه بالای دار رفتی و طبق صورتجلسه، یکساعت بر دار ماندی و سپس تو را پایین آوردند.
آه عشق جاودانم! پس از آن بود که دوباره قلم به مزدانی دون و نابکار شروع کردند به نشخوار آنچه تو پای دار و در مقابل دوربین تکذیب کرده بودی، نوشتن و لجن پراکنی.
آه زیبای خفته ام! نوبت من است تا آنچه گفتی و شنیده نشد، آنچه گفتی و خود را به ندانستن و نفهمیدن زدند، آنچه گفتی و پایه ریاکاری و دروغ مدافعین مرتضی سربندی را لرزاندی، آنچه برتو رفت را دوباره بگویم. دلنوشته های تو را منتشر کنم. هرچند تکراری است و پیش از من، دیگران فریادش زده اند.
مرا ببخش که در ماههای گذشته آنها را بازنشر ندادم. مرا ببخش که از تو بازجویی کردم. مراببخش که ماهها باورت نکردم. ببخش. چرا که هنوز به راز شکوه تو پی نبرده بودم. شکوه ایستادگیت، شکوه بیان حقیقت حتی به قیمت جان. شکوه سپردن خود به دست باد. شکوه فریاد در سکوت. شکوه جاودانگیت.»
متن اصلی نوشته شعله پاکروان مادر ریحانه جباری:
«هفت روز قبل در چنین روزی بود که پشت در زندان رجایی شهر، ایستاده بودیم و میلرزیدیم. داخل زندان نیز، ریحانمان آخرین سکانس زندگی خود را میافرید. در مقابل دوربینی که پای چوبه دار از او اعتراف می طلبید. اعتراف به چیزی که بیش از هفت سال برایش رنج به ارمغان آورد. ریجانه گفت که به کتف راست مرتضی سربندی تنها یک ضربه، با چاقویی که در صحنه بوده وارد کرده و این عمل را برای دفاع از خود در مقابل خطر تجاوز جنسی از سوی سربندی انجام داده است.
تنها ۳ نفر از خانواده سربندی آنجا بودند. جلال و دو زن. یکی مسن که مادر سربندی بوده و دیگری میانسال، همسر او. اما در برگه ای قانونی و امضا شده، نام تک تک فرزندان سربندی نیز به عنوان حضار برده شده. زهی دروغ، زهی بیشرمی.
ریحانه ام با سری افراشته به بلندای عذابی که دختران این سرزمین در مقابل متجاوز تحمل کرده اند بالای دار رفت. شیر مادر حلالش باد. رنج پدر حلالش باد. آفتاب و مهتاب حلالش باد. اشکهایم حلالش باد. لرزش تنم حلالش باد. التماسهایم به فرزندان سربندی، حلالش باد. ترسهایم حلالش باد. شب نخوابی هایم حلالش باد …جلالش باد.
آه ریحانم! چه دیدی و چه شنیدی؟ هر چه بود، همچنان وقار و متانت خود را حفظ کردی. تو با شکوه بالای دار رفتی و طبق صورتجلسه، یکساعت بر دار ماندی و سپس تو را پایین آوردند.
آه عشق جاودانم! پس از آن بود که دوباره قلم به مزدانی دون و نابکار شروع کردند به نشخوار آنچه تو پای دار و در مقابل دوربین تکذیب کرده بودی، نوشتن و لجن پراکنی.
آه زیبای خفته ام! نوبت من است تا آنچه گفتی و شنیده نشد، آنچه گفتی و خود را به ندانستن و نفهمیدن زدند، آنچه گفتی و پایه ریاکاری و دروغ مدافعین مرتضی سربندی را لرزاندی، آنچه برتو رفت را دوباره بگویم. دلنوشته های تو را منتشر کنم. هرچند تکراری است و پیش از من، دیگران فریادش زده اند.
مرا ببخش که در ماههای گذشته آنها را بازنشر ندادم. مرا ببخش که از تو بازجویی کردم. مراببخش که ماهها باورت نکردم. ببخش. چرا که هنوز به راز شکوه تو پی نبرده بودم. شکوه ایستادگیت، شکوه بیان حقیقت حتی به قیمت جان. شکوه سپردن خود به دست باد. شکوه فریاد در سکوت. شکوه جاودانگیت.»
رادیو سوئد - اخبار به زبان فارسی
جنبش اعتراض و مخالفت با اعدام در جهان هر روز گستردهتر میشود. سازمانها و تشکلهای ایرانی نیز دراین زمینه فعال هستند که ازجملهی آنها میتوان از کمیتهی بینالمللی علیه اعدام نام برد. این کمیته در سوئد نیز به ویژه درهفتههای اخیرفعالیت گستردهای را با ازجمله گردهمآیی دربرابر وزارت امورخارجه و درخواست انجام اقدامی ازسوی این وزارتخانه برای متوقف کردن اعدام ریحانه جباری، انجام داد. این کمیته، روزجمعه نیزجلسهای را به عنوان گرامیداشت ریحانه جباری که بامداد روزشنبه ۲۵ اکتبر در ایران اعدام شد، درساعت ۱۸ در محل مِدبوُریارپلاتسِن در استکهلم برگزارمیکند. دراین جلسه مهوش علاسوندی و بیژن فتحی، پدر و مادر دو جوانی که توسط جمهوری اسلامی اعدام شدهاند و مینا احدی، دبیرکمیته بینالمللی علیه اعدام سخنرانی خواهندکرد و فیلمی نیز درباره دو برادر جوان اعدامشده در ایران نمایش داده خواهدشد.
پخش شده onsdag 29 oktober kl 15:44
پخش شده onsdag 29 oktober kl 15:44
۱۳۹۳ آبان ۶, سهشنبه
۱۳۹۳ آبان ۱, پنجشنبه
۱۳۹۳ مهر ۳۰, چهارشنبه
آغاز اعتصاب های مدنی در اصفهان
« شنبه 3آبان اصفهان تعطیل است »
در پی اسید پاشی های اخیر در چند روز گذشته و جراحت ها و فاجعه های بجای مانده و همچنین خودجوشی مردمی در خیابان نیکبخت مقابل دادگستری تصمیم گرفته شد شنبه مورخ 3 آبان کلیه مقاطع تحصیلی از دبستان تا دانشگاه های استان اصفهان اعتصاب کرده و تعطیل گردد. نگران غیبت های غیرموجه و حذف واحد نباشید زیرا معلمان ، دبیران و استادان نیز خود بچه و ناموس در این استان دارند و نگران امنیت انان هستند...
یکبار هم ما غیرت نشان دهیم و بخواهیم. هرچقدر سکوت کردیم در مقابل خشکی زاینده رود کافیست در برار جان و امنیت ناموسمان دیگر سکوت نمیکنیم!
لطفا از هر کجای ایران هستید این خبر را کپی و اطلاع رسانی کنید...
اطلاع رسانی برای افرادی که نگران امنیت ناموس و بچه هایشان در سراسر ایران هستند .


در پی اسید پاشی های اخیر در چند روز گذشته و جراحت ها و فاجعه های بجای مانده و همچنین خودجوشی مردمی در خیابان نیکبخت مقابل دادگستری تصمیم گرفته شد شنبه مورخ 3 آبان کلیه مقاطع تحصیلی از دبستان تا دانشگاه های استان اصفهان اعتصاب کرده و تعطیل گردد. نگران غیبت های غیرموجه و حذف واحد نباشید زیرا معلمان ، دبیران و استادان نیز خود بچه و ناموس در این استان دارند و نگران امنیت انان هستند...
یکبار هم ما غیرت نشان دهیم و بخواهیم. هرچقدر سکوت کردیم در مقابل خشکی زاینده رود کافیست در برار جان و امنیت ناموسمان دیگر سکوت نمیکنیم!
لطفا از هر کجای ایران هستید این خبر را کپی و اطلاع رسانی کنید...
اطلاع رسانی برای افرادی که نگران امنیت ناموس و بچه هایشان در سراسر ایران هستند .


عکس دختران جوان و افراد دانشگاهی میان کارتنخوابهای تهران در اوج بی رحمی
به گفتهی شهردار تهران، ۱۵ هزار کارتنخواب در پایتخت زندگی میکنند. در میان این افراد، کسانی هستند که چند کتاب ترجمه کردهاند، برخی فارغالتحصیل دانشگاههای دولتی هستند و برخی سابقه حضور در جنگ ایران و عراق را دارند[گالری تصاویر]
۱۳۹۳ شهریور ۹, یکشنبه
امید کوکبی مغز فیزیک در زندان اوین بیمار است؛ و مخالفت سران حکومت با درمان در خارج از زندان
یکی منبع آگاه به وضعیت امید کوکبی، دانشجوی نخبه ای که به ۱۰ سال زندان محکوم است به کمپین بین اللملی حقوق بشر در ایران گفت که این زندانی در وضعیت بسیار نامناسبی همراه با دیگر زندانیان سیاسی در قرنطینه بند هفت زندان اوین به سر می برد و علیرغم تشدید بیماری سنگ کلیه و معده هنوز با درخواست های متعدد او برای درمان در خارج از زندان موافقت نشده است. او همچنین طی ۴ سال حبس حتی یکبار نیز به مرخصی نیامده است.
امید کوکبی، نخبه ایرانی ۳۳ ساله، فارغ التحصیل دانشگاه شریف و دانشجوی مقطع فوق دکتری فیزیک اتمی در دانشگاه تگزاس آمریکا در تاریخ ۱۰ بهمن ماه ۱۳۸۹ در فرودگاه امام خمینی هنگام ترک کشور بازداشت شد. این دانشجو پس از بازداشت مدت ها در انفرادی بود و پس از ۱۵ ماه بازداشت موقت در دادگاهی به ریاست قاضی صلواتی در روز یکشنبه ۲۴ اردبیهشت ماه سال ۱۳۹۱ به ده سال حبس محکوم شد.
این منبع آگاه با اظهار نگرانی از وضعیت این دانشجویی فوق دکتری فیزیک اتمی گفت: «امید از مدت ها پیش دچار بیماری سنگ کلیه و معده است. دندان هایش هم درد می کنند اما با وجود اینکه پزشک بهداری زندان تایید کرده که امید برای درمان نیاز دارد که به خارج از زندان منتقل شود و علیرغم درخواست های متعدد امید هنوز با انتقالش برای درمان موافقت نشده است و در حال حاضر بیماری او در وضعیت قرنطینه زندان تشدید شده است.»
این منبع آگاه با انتقاد از قرنطینه بند هفت زندان اوین که امید کوکبی به همراه تعداد کثیری از زندانیان سیاسی بند ۳۵۰ از تاریخ ۲۱ مرداد ماه به آنجا منتقل شده اند به کمپین گفت: «قرنطینه زیر زمینی است که پنجره ندارد و هیچ تهویه مناسبی هم ندارد. شامل ۴ اتاق است که در هر اتاق ۲۵ نفر جا گرفته اند. آنها حیاط ندارند، نور آفتاب نمی بینند. محیطی برای قدم زدن و ورزش کردن وجود ندارد. برای ۱۰۰ نفر فقط ۴ تا دستشویی و حمام وجود دارد که بسیار هم کوچک است و متاسفانه زندانی که کمی وزنش زیاد باشد نمی تواند راحت وارد دستشویی شود.»
این منبع همچنین گفت: « به دلیل نداشتن تهویه مناسب و وجود امکانات بهداشتی حشرات زیادی در بند وجود دارد که بیشتر زندانیان دچار مشکلات پوستی در این مدت شده اند. در ضمن در این بند امکانات فرهنگی و ورزشی ممنوع است البته اگر آزاد هم بود فضای برای انجامش وجود نداشت.»
این منبع افزود: «با تمام سختی ها امید همچنان در زندان درس می خواند و به بندی هایش هم درس می دهد.»
امید کوکبی قبل از دادگاهش در تیرماه ۱۳۹۰ نامه ای خطاب به رییس قوه قضاییه نوشته بود و در آن از نحوه بازداشت غیرقانونیش تا مراحل بازجویی و اعتراف اجباری تحت فشار گفته بود. او در خصوص بازداشتش نوشته بود: “در فرودگاه با اتهام شوک آور اجتماع و تبانی علیه امنیت ملی کشور” بازداشت شدم و ۳۶ روز در انفرادی بودم.”
این دانشجو در خصوص اعتراف های اجباریش نیز نوشته است: «بازجویان که در هنگام نوشتن مطالب را سطر به سطر از دستم گرفته و می خواندند، بارها جواب های نوشته شده من را با خشم و تهدید و فریاد کنار گذاشته و با در اختیار گذشتن برگه ای دیگر اجبار می کردند که مجددا آنچه را که آنها می گویند و نظر و برداشت آنهاست بنویسم که صدافسوس من نیز چنین می کردم.»
این دانشجوی نخبه ۳۰ ساله در بخشی از نامه خود با اشاره به اینکه بازجویانش بارها تهدید به آزار خانواده اش کرده اند، نوشت:«تنها چیزی که فکر می کردم این بود که هر دقیقه زودتر بتوانم از او اوضاع و احوال آنها آگاه شوم و در کنار آنان باشم . (اولین تماسم با خانواده ام ۲۴ روز پس از بازداشت پس از تحمل مانورها و فشارهای روانی فراوان بازجویان و کسب کسب خشنودی آنها برقرار شد که کمتر از ۲ دقیقه طول کشید). وقتی مشاهده می کردم که هر وقت مطالبی را که بازجویان دوست دارند می نویسم و یا آنچه آنها دیکته می کنند مکتوب می کنم، روند تحقیق سریعتر و با فشار کمتری پیش می رود، تهدید و ارعاب کمتر است بطور خودبخودی به این نتیجه رسیدم که مطالبی بنویسم که خوشایند بازجویان باشد.»
به امید آزادی > امید
۱۳۹۳ مرداد ۱۲, یکشنبه
گذر از روحانیت ( ابوالفضل رجب زاده )
گذر از روحانیت
فرهنگ اخوندی یعنی
تعصب
دروغ
تظاهر
خرافه
مکر و حیله
هم وطن سپردن کشور به مدت 35 سال به جماعتی نادان - متحجر- بی کفایت و جنایت کار-
کشور عزیز ما را در آستانه سقوط کامل فرهنگی قرار داده است .
حکومت و فرهنگ اخوندی -تعصب – دروغ – تظاهر و خرافات را جایگزین راستی –
نیکوکاری – خرد گرایی – منطق – احترام به حقوق دیگران و انسان دوستی کرده است .
ایران فردا به یک رنسانس – نوزایش اخلاقی و باز سازی فرهنگی و اجتماعی نیازمند است .
اکثریت مطلق آخوندها در این سه دهه همپای جنایت ها و غارت های رژیم وشریک جرم حکومت جمهوری اسلامی بوده اند .
پرسش مهم این است !
آیا با وجود این قشر متحجر و حوزه های به اصطلاح علمیه – فضیه ها و مدارس حقانی ها – هرگز می توان ایرانی با عدالت اجتماعی – مترقی – پیشرو و با فرهنگ ساخت ؟
آیا وقت گذر از کهنه گرایی روحانییت و فرهنگ اخوندی نیست ؟
فرهنگی که پس از صد ها سال - حاصلی جز عقب افتادگی – گمراهی - کینه ورزی – روان پریشی – تعصب – خرافه گرایی و بد بختی برای ایران و ایرانیان چیز دیگری نداشته ؟
آقایان ملایان
هر عملی را عکس العملی است به همان اندازه و در جهت مخالف .
این را بدانید که ملت ایران تصمیم خود را گرفته است –
ایران مترقی با فرهنگی انسانی و ازاد فردا
دیگر نیازی به شماها و دروغ هایتان ندارد.
پاینده ایران – پاینده ازادی
اشتراک در:
نظرات (Atom)














.jpg)






